به گفته مسئولان دولتی، ایران تا ۲۰۰ سال آینده ذخیره مس داردکه این میزان ذخایر معدنی نتیجه فقط ۷ درصد از اکتشافاتمعادن مس است. به این ترتیب، ایران به رتبه ۵ جهانی در ذخایرمس دست یافته و در تولید مس نیز رتبه ۱۸ دنیا را در اختیار دارد. البته طرحهای پیشران برای ارتقای میزان تولید مس در کشور، درنظر گرفته شده که حالا باید دید دولت چهاردهم چه اقداماتی دررابطه با این طرحها انجام می دهد. این در حالی است که کمبودنیروی انسانی به عنوان بزرگترین و مهمترین چالش صنعت مس،قلمداد میشود. در عین حال فقدان سرمایهگذاری، قوانین وبخشنامههای دولتی، قوانین محیط زیست، بالابودن هزینههایتولید و… به عنوان دیگر چالشهای این صنعت به شمار میرود. باتوجه به اهمیت صنعت مس و روشن بودن چشمانداز آن، درمیزگردی که با عنوان «بررسی چالشهای صنعت مس» با حضور سید حجت زینلی؛مدیرعامل مس کاوان عباس آباد، کوروش بهروزی؛ معاون معادن و کارخانجات مس درخشان تخت گنبد، مسعود مطلبی؛مدیرعامل و نایب رییس هیات مدیره توسعه معادن مبدا، علیپاشاخانی؛ مدیر پروژه شرکت کانی فرآوران زمان، حسین صولت؛ معاون فنی واجرایی شرکت کانی فرآوران زمان و ابوالفضل صالحآبادی؛ دبیرانجمن مس ایران، برگزار شد، ابعاد مختلف این صنعت مهم را موردارزیابی قرار دادیم که مشروح آن به نظر خوانندگان ارجمند میرسد.
در سالهای اخیر، صنعت مس به دلیل افزایش قیمتهای جهانیرشد چشمگیری داشته، اما فعالان این حوزه میگویند که باچالشهای متعددی در کشور مواجه هستند که مانع از توسعهصنعت مس میشود. در خصوص چالشها و راهکارهایی که برایرفع آنها وجود دارد، توضیح دهید.
کوروش بهروزی، معاون معادن و کارخانجات مس درخشان تختگنبد: یکی از مهمترین چالشهای ما، قوانین و بخشنامههای خلق الساعه دولتی است که به صورت ناگهانی و یکشبه ابلاغ میشوند و این قوانین و بخشنامهها به قدری تعدد دارند که تولیدکننده و بهرهبردار فرصتی برای آمادهسازی و اجرای آنها ندارد. از جمله این چالشها میتوان به تعرفههایی اشاره کرد که به صورت خلقالساعه بر محصولات مس اعمال میشوند و این تعرفهها همیشه مورد اعتراض بوده و بارها تغییر کردهاند. این قوانین دستوپاگیر، تولیدکنندگان را با مشکلات بسیاری مواجه میکنند. دومین چالش که معتقدم نباید نامش را چالش گذاشت، نحوه اعمال و اجرای قوانین مرتبط با محیط زیست در برخی از نقاط است که باید توجه داشت، این مسائل نباید یک چالش باشد، بلکه باید به عنوان فرصتی برای افزایش آگاهی طرفین؛ یعنی محیط زیست و معدندار و حتی باورهای جمعی جامعه تلقی شود.
صیانت از محیط زیست یک الزام و خط قرمز است و معادن نیز باید حفظ و توسعه محیط زیست را در اولویت خود داشته باشند، یاریگر سازمان محیط زیست و منابع طبیعی باشند و برای کاهش آلایندگی و همچنین آلوده نکردن محیط زیست، تجهیزات مورد نیاز را به کار بگیرند. البته شکی در این انگاره و اصل مهم نیست، اما تجربه ما در سالهای گذشته در بخشهای مختلف معدنی کشور نشان میدهد که به بهانه قوانین محیط زیست، گاهی برخی از مجوزها شاید سالها معطل میمانند یا نحوه تفسیر و اجرای قانون در برخی از مواقع توسط بعضی از افراد به چالش تبدیل میشود. به عنوان مثال، گاهی مشاهده میشود که حتی روی باطلههای معدنی که از جنس خود سنگهای معدنی واقع در محیط زیست هستند، حساسیت های دیگری اعمال میشود و به بهانه آلایندگی، سختگیریهای بیش از حد یا خارج از قاعده قانونی صورت میگیرد و کل فعالیتهای معدنی یک سرمایهگذار تحتالشعاع قرار میگیرد. چالش بعدی که باید به آن اشاره کنم، معارضین محلی هستند و تقریبا میتوان گفت که بیشتر معادن کشور با این مساله مواجه هستند. به نظر میرسد که در کل کشور، مناطقی که حتی در مناطق کویری و بدون آب و علف یا سکونت بسیار اندک واقع شدهاند، به ناحق مورد ادعای افراد محلی قرار میگیرند و این ادعاها نیز ابتدا با تابلوی انفال بودن معادن مطرح میشود. این مشکلات باعث میشود که بهرهبرداری از معادن به سختی انجام شود و توسعه صنعت مس به تعویق بیافتد. این مساله مهمی است که به نظر میرسد، اگر با همین وضعیت ادامه یابد، چالشهای بزرگتر و مهمی را برای کشور ایجاد کند؛ لذا نیازمند مدیریت مناسب است.
شرایط سرمایهگذاری در بخش معدن را چطور ارزیابی میکنید؟
منابع طبیعی و معادن به خودی خود انفال هستند، اما بهرهبرداری از آنها به سرمایهگذاران سپرده میشود. فراموش نکنیم که سرمایهگذاری در بخش معدن، در مقایسه با بخشهای دیگر، بسیار هزینهبرتر و پرریسکتر است؛ یعنی غیر از هزینههای بسیار بالای ماشینآلات و تجهیزات معدنی، بسیار محتمل است که یک سرمایهگذار با وجود تخمینها و فعالیتهای آزمایشگاهی و نمونهبرداریها، وقتی اکتشاف و استخراج را شروع میکند، در عمل ببیند که پهنه موجود با تخمینها مغایرت دارد و آنقدری نیست که برآورد میشد؛ ضمن اینکه صرفنظر از ضرورت دانش فنی این بخش، معادن در مناطق بیابانی و کوهستانی فاقد هرگونه زیرساخت باید بهرهبرداری شوند که ایجاد زیرساختهای فعالیت به سرمایههای کلانی نیاز دارد. متاسفانه طی سالهای اخیر، ساکنان محلی اطراف معادن، مطالباتی خارج از عرف را مطرح میکنند و خود را سهیم در فعالیتها یا سود شرکتهای معدنی میدانند؛ گرچه کسی منکر برخورداری این افراد در نزدیکی معادن از مواهب توسعه و زیرساختهای ایجاد شده نیست و معادن نیز در قالب مسئولیتهای اجتماعی بهتر است که با توجه به وسع و توانشان، البته در چارچوب برنامهای منطقی به توانمندسازی هرچه بیشتر سکونتگاههای اطراف معادن کمک کنند، اما اینکه مطالبات فراقانونی و خارج از قاعده باشد و سرمایهگذاری معادن را دچار مشکل کند، خود پدیدهای است که نیاز به مدیریت اصولی دارد. به اعتقاد بنده، برای حل این چالشها باید قوانین و بخشنامههای مناسبی شکل گیرند و ضمن توجه معادن به محیط زیست وتوانمندسازی ساکنان اطراف با لحاظ ظرفیتهای موجود، زمینه توسعه سرمایهگذاریها و اشتغال ناشی از بهرهبرداری معادن بیش از پیش فراهم آید.
کیفیت تجهیزات تولیدی تا چه اندازه اهمیت دارد؟
تجهیزات تولیدی باید کیفیت و قدرت لازم را داشته باشند تا به نوعی خود را پرزنت کنند و مورد حمایت قرار دهند. وقتی یک محصول ایرانی وارد بازار میشود و از کیفیت بالایی برخوردار است، بهتدریج جایگزین محصول خارجی میشود؛ بنابراین اگر تولید من خوب نباشد، کسی آن را نمیخرد و همین مساله به یکی از چالشها در حوزه تولید تبدیل میشود. در اینجا لازم است که نه فقط دولت، بلکه خود تولیدکننده نیز از محصول خود حمایت کند. اگر محصول کیفیت لازم را داشته باشد، خود به خود در بازار جایگاه خود را پیدا میکند و نیاز به حمایت خارجی کمتری خواهد داشت.
یکی از موارد مورد توجه تولیدکنندگان، تامین آب، برق و سوختمورد نیاز است. در این زمینه چه مشکلاتی وجود دارد؟
تامین آب، برق و سوخت به برنامه مشخص و جامعی از سوی دستگاههای متولی نیاز دارد. فراموش نکنیم که سهم دو تا سه درصدی مصرف آب در کل بخش صنعت و معدن، با وجود سرانه اشتغال و ارزآوری بالا، توسعه و دیگر مزایا، در مقایسه با سهم بالای ۹۴ تا ۹۵ درصدی مصرف آب در بخش کشاورزی، بسیار ناچیز است و متاسفانه برای تامین همین میزان آب نیز مشکلات بسیاری وجود دارد که نیازمند برنامه عادلانه و معقول است. اگر راهبردهای کلان کشور، بهرهبرداری معادن با حفظ اصول پیشگفته است تا بتواند جایگزین نفت شود، طبیعتا باید الزامات آن هم تامین شود و بهرهبردارانی که سرمایهگذاری زیادی در این بخش میکنند، برای تامین زیرساختها درگیر مشکلات نباشند. بهرهبرداران به آب نیاز دارند و وقتی تامین شود، نه فقط تولیدکننده، بلکه کل کشور از آن منتفع میشود. همچنین تامین برق یا دیگر موارد نیز نباید با مشکلات رنگارنگ مواجه باشد، اما در حال حاضر شاهد تشدید این مشکلات هستیم. با این وجود، تصور بنده این است که با توجه به نسبت سهم بسیار اندک مصرف آب بخش صنعت و معدن با سایر بخشها مثل کشاورزی، مشکل تامین آب قابلیت حل شدن دارد که نیازمند برنامه و مدیریت مناسبتر منابع است.
به گفته تولیدکنندگان، عدم هماهنگی بین سازمانهای مختلف وهمچنین قوانین و مقررات وضعشده، اغلب علیه آنان است. آیا بااین موضوع موافق هستید؟
یکی از مشکلات اصلی، عدم هماهنگی بین سازمانهای مختلف است که نشان میدهد، فرآیندهای توسعه صنعتی در کشور نیازمند یک هماهنگی بینبخشی بین سازمانهای متولی است تا سرمایهگذاران در این بخشها با مشکلات کنونی مواجه نباشند. همچنین قوانین و مقررات اغلب علیه تولیدکنندگان عمل میکنند و این مساله به شدت فعالیتهای بهرهبرداران را تحت تاثیر قرار میدهد. برای رفع این چالشها باید دولت در ریلگذاری و تدوین راهبردها، همچنین برنامههای ذیل آنها بهطور مشخص و هماهنگ با نگاه حمایت از تولید عمل کند تا هم الزامات زیرساختی با تعرفه مناسب به دست تولیدکننده برسد و هم در جریان ایجاد این زیرساختها مشکلات زیادی گریبان بهرهبرداران معادن را نگیرد تا بهتر و بیشتر از گذشته، شاهد روند توسعه به ویژه در بخش مهم و پیشران معدن باشیم.
در خصوص عوامل تاثیرگذار بر قیمت مس توضیحاتی ارائه فرمایید.
مسعود مطلبی، مدیرعامل و نایب رییس هیات مدیره توسعه معادن مبدا: چند عامل اصلی بهطور مستقیم بر قیمت مس تاثیر میگذارند. اول از همه، مواد اولیه خام است. با توجه به اینکه عیار مواد اولیه ما نسبت به رقبا پایینتر است و میزان باطله بیشتری تولید میکنیم، هزینههای تولید برای ما به مراتب بیشتر از آنها خواهد بود. این موضوع خود به خود قیمت نهایی محصول را افزایش میدهد. دومین عامل، فرآوری است؛ به دلیل اینکه ماشینآلات مناسبی در کشور نداریم و همچنین واردات تجهیزات مناسب نیز با محدودیتها و مشکلاتی همراه است، هزینه فرآوری ما بالا میرود. این موضوع نهتنها بر قیمت نهایی محصول تاثیرگذار است، بلکه راندمان تولید را نیز کاهش میدهد. اگر راندمان ما به جای ۸۰ یا ۹۰ درصد، به ۶۰ درصد کاهش یابد، قطعا قیمت تمام شده ما نسبت به محصولات خارجی یا حتی محصولات شرکت ملی مس بالاتر خواهد بود. سومین چالش نیز، بحث فروش است. به عنوان مثال، سال گذشته موفق به صادرات حدود ۵۰۰ تن مس به ترکیه شدم، اما امسال با صدور یک بخشنامه جدید مواجه شدیم که الزام کرده، ارز حاصل از صادرات با نرخ سامانه نیما به کشور بازگردد. اگر ارز خود را با نرخ ۴۳ هزار تومان بازگردانم، عملا ضرر میکنم و ترجیح میدهم که محصولم را در بازار داخلی با قیمت پایینتر بفروشم، حتی اگر این فروش با قیمت پایینتری نسبت به قیمت صادراتی باشد. این محدودیتها و تغییرات ناگهانی در قوانین، مانع از رقابت ما در بازارهای بینالمللی میشود و ما را مجبور میکند که محصولمان را با قیمتی بسیار پایینتر از ارزش واقعی به فروش برسانیم. برای مثال، در حال حاضر قیمت مس ۵۹۰ تومان است، اما مجبورم که محصول خود را با قیمتی حدود ۴۶۵ تومان به فروش برسانم؛ یعنی در هر تن مس باید ۹۰ میلیون تومان زیر قیمت بفروشم. اگرچه واحد تولیدی بنده کوچک است، اما این ضررها به سرعت انباشته میشوند و در طول یکسال ممکن است که ۳۰ تا ۴۰ میلیارد تومان از سودی که میتوانستیم به دست آوریم را از دست بدهیم.
به منظور افزایش بهرهوری تولید در کشور چه تدابیری باید اتخاذ شود؟
اگر شرایط بهگونهای بود که میتوانستیم به راحتی مس را صادر و ارز حاصل را به نرخ دلخواه خود به کشور بازگردانیم، نهتنها از این بابت ضرر نمیکردیم، بلکه میتوانستیم تجهیزات مورد نیاز خود را وارد کنیم و بهرهوری تولید را افزایش دهیم. این یک بازی دوسر برد بود؛ هم محصول را به قیمت مناسبی صادر میکردیم و هم با واردات تجهیزات، فرآیند تولید را بهبود میبخشیدیم؛ ولی هماکنون این امکان برای ما فراهم نیست. تغییرات ناگهانی در قوانین و عدم ثبات در بازار، باعث میشود که قیمتگذاریها نیز با نوسانات زیادی مواجه شوند. مثلاً در چهار یا پنج سال گذشته، قیمت مس ممکن بود که در یک روز ۵۵۰ میلیون تومان باشد و در همان روز ۴۸۰ میلیون تومان خریداری شود. این نوسانات و عدم ثبات در قیمتگذاریها، ما را مجبور میکند که همیشه زیر قیمت بورس بفروشیم، به ویژه وقتی که شرکت ملی مس به عنوان تنها عرضهکننده بزرگ در بازار حضور دارد و با شرایط نقد و نسیه معامله میکند. این شرایط باعث میشود که واحدهای کوچکتر نتوانند محصولات خود را به قیمت مناسبی به فروش برسانند و قیمتهای ما پایینتر از قیمت ملی مس باشد. اگرچه چشمانداز صنعت مس خوب است و این محصول در صنایع مختلف از جمله خودروهای برقی قابل استفاده است، اما با توجه به این چالشها و عوامل تاثیرگذار، اگر دقت کافی نداشته باشیم، واحدهای تولیدی مسی در بلندمدت با افت راندمان و ضرردهی مواجه خواهند شد. تنها در صورتی که تناژ تولید بسیار بالا باشد، میتوان این هزینههای اضافی را جبران کرد.
آیا استفاده از انرژی سبز باعث مرتفع شدن چنین مشکلاتیمیشود؟
به نظر میرسد، جرایمی که قرار است در آینده برای تولید کربن وضع شوند، تاثیر چندانی نخواهند داشت. بهعنوان مثال، بنده اخیرا یک پنل خورشیدی با توان ۱۰۰ کیلووات نصب کردهام تا مشمول جریمه نشوم. اما این مقدار توان برای من کافی نیست، زیرا مصرف برق حدود ۲ مگاوات است. به گفته دولت باید ۱۰۰ کیلووات نصب کنیم و بنده این کار را انجام دادهام، ولی ۱۰۰ کیلووات نیازم را برآورده نمیکند. اگر دولت به ما کمک میکرد و میگفت که این پروژه ۳۰ میلیارد تومان هزینه دارد و در قالب تسهیلات کمبهره یا یارانهای به ما کمک میکرد، آن وقت میتوانستیم که یک پروژه ۳ مگاواتی راهاندازی کنیم. وقتی سرمایهگذاری ۲۰ میلیارد تومانی میکنید، باید این سرمایهگذاری بازدهی داشته باشد، اما متاسفانه با طرحهای فعلی، این بازگشت سرمایه رخ نمیدهد. این طرحها بازههای زمانی ۴ تا ۵ ساله دارند و متاسفانه سرمایهگذاری در انرژی خورشیدی بهصرفه نیست. به عنوان مثال، اگر ۲۰ میلیارد تومان در انرژی خورشیدی سرمایهگذاری کنیم، ممکن است که بهجای آن، این مبلغ را در بخشهای دیگر صرف کنیم، مگر اینکه دولت با ارائه تسهیلات کمبهره ما را در این مسیر یاری کند. ما یک واحد تولیدی داریم که به آن گفتهاند باید از نائین، حدود ۲۰ کیلومتر خط انتقال برق بکشد و به این واحد بیاورد و این کار حدود ۶۰ میلیارد تومان هزینه دارد که به این واحد تحمیل میشود. این واحد تولیدی در منطقهای محروم قرار دارد و اگر بخواهد انرژی خورشیدی هم راهاندازی کند، دوباره با هزینههای ۶۰ تا ۷۰ میلیارد تومانی مواجه خواهد شد؛ بنابراین این واحد تولیدی در وضعیت توقف قرار گرفته و هیچ کمکی هم از سوی دولت به آن نمیشود. اگر این واحد بهجای انرژی خورشیدی، به دیزل ژنراتور روی بیاورد، باز هم با مشکل تامین گازوئیل مواجه خواهد شد.
چه چشماندازی برای آینده مس متصور هستید؟
اصولا مس را فلز خوبی میدانم، اما در حال حاضر در ایران، آهن بهتر از مس جواب میدهد. با این حال، آینده مس درخشانتر است؛ به شرطی که زیرساختهای دولتی کمک کنند و ما را در این مسیر تنها نگذارند. اگر بخواهیم تولید مس و آهن را مقایسه کنیم و ذخایر و سایر شرایط برابر باشند، مس از ارزش بیشتری برخوردار است. بحث دیگری که باید به آن توجه کرد، باطلههای زیادی است که در کشور وجود دارد و هنوز به آنها پرداخته نشده است. این باطلهها ممکن است که حاوی فلزات ارزشمندی باشند که استخراج آنها میتواند بسیار مفید باشد. در برخی از موارد، امکان دارد که استخراج مس بهتنهایی اقتصادی نباشد، اما اگر در کنار آن نقره، طلا یا عناصر نادر وجود داشته باشد، واقعا کمککننده خواهد بود. این موضوع از جمله مواردی است که با وجود محدودیتها، هنوز بهطور جدی مورد بررسی قرار نگرفته است. هرچند برخی از مجموعهها، بهویژه در سیستان و بلوچستان، تلاشهایی در این زمینه انجام دادهاند، اما در کشور بهندرت شاهد استخراج موفق این عناصر همراه با محصولات دیگر بودهایم. در این میان، باید به این نکته اشاره داشته باشم که متاسفانه فعالیت های پژوهشی و همکاریهای بینالمللی بین ایران و سایر کشورهای پیشرو در حوزه فرآوری مس بسیار محدود است، در حالی که بسیاری از کشورها با همکاریهای نزدیک با کشورهای اروپایی روی این موضوعات کار میکنند.
بحث معارضین در معادن یکی از مسایل بسیار مهم است و تجربه نشان داده، هرجا نیروهای امنیتی بهموقع و قاطعانه عمل کردهاند، این مساله بهسرعت حلشده است، اما هرجا که طولانی شده، ماهها به طول انجامیده و همچنان حلنشده باقی مانده است. نظر شما چیست؟
علی پاشاخانی، مدیر پروژه شرکت کانی فرآوران زمان: به نظر بنده، در این رابطه نیازمند همکاری و هماندیشی فعالان صنعت معدن هستیم. برخی از معدنداران، خودشان به نوعی موجب بروز این مشکلات میشوند، زیرا برخی از معارضین با دریافت پولهایی از طرف این معدنداران، داستانهایی را ایجاد میکنند که از یک معدن شروع شده و اکنون به معضلی در کل کشور تبدیل شده است. اگر از همان ابتدا این مسایل بهدرستی مدیریت شوند و فرهنگسازی مناسبی از طرف دولت و معدنداران صورت بگیرد، میتوان این مشکل را تا حد زیادی کاهش داد. معدن میتواند با اشتغالزایی و ایجاد گردش مالی در منطقه، مزایای بسیاری برای جامعه محلی به همراه داشته باشد. علاوه بر این، در بخش سوخت و انرژی همواره با مشکلاتی مواجه بودهایم که نهتنها ما، بلکه کل صنعت را درگیر کرده که در این میان، نیازمند یک راهحل اساسی و ایجاد زیرساختهای مناسب هستیم. تا زمانی که فکری اساسی در این زمینه نشود و زیرساختهای لازم فراهم نشود، این مشکلات همچنان باقی خواهند ماند؛ بنابراین اگر قرار است که از انرژی خورشیدی استفاده کنیم، دولت باید در این مسیر کمک کند.
چه نظری درباره فعالیت سرمایهگذاران در مناظق محروم وکمبرخوردار دارید؟
سید حجت زینلی، مدیرعامل مس کاوان نماد: به دلیل اینکه معادن کشور، عمدتا در مناطق محروم و کم برخوردار کشور واقع شدهاند و آن مناطق از حداقلهای زیرساختهای لازم نیز برخوردار نیستند، زمانی که سرمایهگذار، سرمایهاش را برای توسعه معدن و احداث کارخانه به آن مناطق میبرد، باید از حمایتهای اولیه لازم برخوردار شود که این مساله مهم نهتنها مغفول مانده، بلکه از سرمایهگذار انتظار میرود که به تنهایی و با انرژی و هزینه خود کل منطقه را فعال کند. سرمایهگذاران در این مناطق محروم خدمات زیادی از ساخت درمانگاه و لولهکشی آب گرفته تا ساخت خانه و دیگر زیرساختها ارائه میدهند. سرمایهگذاران به درستی حمایت نشدهاند و این کمکها که از طرف معادن انجام میشود، نهتنها مورد توجه قرار نمیگیرد، بلکه به عنوان یک وظیفه عینی بر عهده آنها گذاشته شده است. دولت میتواند به جای دریافت حقوق دولتی از معادن، این هزینهها را برای حل مشکلات محلی و کاهش معارضات استفاده کند. تولید و اشتغالزایی یکی از وظایف اساسی دولت است و باید از معدنداران و تولیدکنندگان حمایت کند تا آنها بتوانند انرژی مورد نیاز خود را تامین و از سرمایههای خود جهت توسعه بیشتر معادن استفاده کنند. به تصور اشتباه، معدن و معدندار و سرمایهگذاران این بخش، دارای پول زیادی هستند و باید تا آنجا که امکان دارد از این بخش پول گرفته شود، ولی واقعیت این است که اگر سرمایهگذار مورد حمایت قرار نگیرد و منابع محدود آن صرف توسعه خود معدن نشود، در نهایت منجر به تعطیلی و عدم گشایشهای آتی معدن خواهد شد.
آیا نگاه دولت به بخش معدن حمایتی است؟
متاسفانه اساسا نگاه دولت نگاه حمایتی نیست، بلکه نگاهی برای کسب درآمد است. بهطور خاص، در بحث معارضین، قانونا ۱۵ درصد از حقوق دولتی باید به منطقهای که معدن در آن قرار دارد، اختصاص یابد و این مبلغ باید در همان شهرستان و منطقه هزینه و صرف آبادی آن منطقه شود، ولی نهتنها این اتفاق نمیافتد، بلکه از معدندار تحت عنوان رسالت اجتماعی و وظایف اجتماعی انتظار میرود که برای ادارات دولتی و سایر نهادهای موجود در منطقه نیز به اشکال مختلف هزینه شود که این موضوعات معادن را به شدت تحت فشار قرار میدهد.
چه نظری در خصوص قوانین و دستورالعملهایی که مانع از فروشصحیح و به قیمت محصولات میشود، دارید؟
فروش در داخل کشور توسط شرکتهای بزرگ دولتی دمپ میشود و صادرات هم به دلیل عوارض و موضوعات ارز نیمایی و تعهدات ارزی، با مشکل مواجه میشود؛ لذا قیمتهای بسیار نامناسب بوده و باعث ضرر یا سربسری در هزینهها میشود که این موضوع نیز مجددا موجب عدم سرمایهگذاری بیشتر در معدن شده و در آینده معدن به تعطیلی کشانده میشود. نکته دیگر مالیات وضعشده بر صادرات است؛ در حالی که صادرات موجب ارزآوری و رشد اقتصادی کشور میشود و باید مورد تشویق قرار بگیرد، بالعکس با وضع مالیات در واقع صادرکنندگان جریمه میشوند. اکنون با عوارض سنگین صادراتی و نرخ دستوری تسعیر ارز مواجه هستیم و علاوه بر آن، مالیات هم اضافه شده است. این مالیات حتی برای شرکتهایی که از مالیات معاف هستند نیز اعمال میشود و این روند عملا باعث شده که شرایط برای تولیدکنندگان بسیار دشوار شود. در حال حاضر بهترین خریدار داخلی، شرکت ملی صنایع مس ایران است. تا سال گذشته، قیمت خرید شرکت ملی مس حدود ۳۸ هزار تومان بود و حتی به ۲۸ هزار تومان نیز میرسید، در حالی که در سال ۱۴۰۱، قیمت بازار آزاد حدود ۵۶ هزار تومان بود و به تدریج این قیمت به ۳۸ هزار و سپس به ۴۰ هزار تومان رسید و هماکنون حدود ۵۲ هزار تومان است. با این حال، نرخ دلار آزاد ۶۰ هزار تومان است، اما این نرخ به دلیل کنترلهای اقتصادی نمیتواند به صورت کامل آزاد باشد. این موضوع تولیدکنندگان را در صادرات و فروش داخلی با چالش مواجه کرده و قیمتگذاری دستوری باعث خسارتهای جبرانناپذیری برای معدن و تولیدکننده میشود.
کمبود نیروی انسانی متخصص، از جمله مسایل چالشساز برایاین بخش است. نظر شما چیست؟
زمانی صحبت از فرار مغزها و کمبود نیروهای کارشناس خبره بود، اما اکنون این مساله به حوزه کارگری و تکنسینی نیز رسیده است. فرض کنید، اگر ما بخواهیم به یک هدف تولیدی برسیم و از یک نقطه به نقطه دیگری حرکت کنیم، حتی اگر تمامی هزینهها تامین شود و زیرساختهایی مانند آب و برق فراهم باشد، در نهایت به یک اپراتور نیاز داریم. در حال حاضر نهتنها نیروی متخصص در دسترس نیست، بلکه حتی در حوزه کارگری، راننده کامیون و راننده بیل مکانیکی هم با کمبود مواجه هستیم. اگر از بنده بپرسند که بزرگترین بحران فعلی چیست، در پاسخ به کمبود نیروی انسانی اشاره می کنم.
به نظر شما چرا به این نقطه رسیدهایم؟
به اعتقاد بنده، این وضعیت نتیجه شرایط کلی جامعه است. در حقیقت، شرایط بهگونهای است که هماکنون دیگر افراد علاقهای به شرکت در کنکور برای رشتههای مهندسی ندارند. یک زمانی مسابقهای برای ورود به رشتههای مهندسی برق یا معدن وجود داشت، اما اکنون افراد به این حوزهها رغبتی نشان نمیدهند و به راحتی میتوانند در هر رشته و دانشگاهی پذیرفته شوند. نکته بعدی، فشار اقتصادی و شرایط نامساعد کشور است که باعث شده، بسیاری از افراد به مهاجرت فکر کنند. از طرفی، دلسردی جوانها برای تحصیل در حوزههای فنی وجود دارد و از طرف دیگر، افراد تحصیلکرده، کشور را ترک کردهاند.
یعنی ارتباط صنعت مس با دانشگاه ضعیف است؟
بهطور کلی ارتباط صنعت با دانشگاه بسیار ضعیف است و دانشگاه عمدتا برای حل موضوعات صنعت برنامه ویژهای ندارد، اما این موضوع در معدن و به خصوص حوزه مس بسیار ضعیفتر است. دانش و توسعه آن پایان ندارد و روز به روز در دنیا مباحث جدید که بسیار به بهرهوری و راندمان عملیاتی کمک میکند، مطرح میشود؛ اما وضعیت کشور ما هم چندان رو به وخامت است. البته نسبت به بسیاری از کشورهای همسایه شرایط ما بهتر است، اما بهدلیل تحریمها و جدا بودن از جریان جهانی تکنولوژی، همین تعداد محدود مهندس نخبه و کاردان که داریم، نتوانستهاند به لبه تکنولوژی دست پیدا کنند. این جدا افتادگی باعث شده که ارتباط ما با دانشگاهها و شرکتهای معتبر جهانی قطع شود. در نتیجه زمانی که با مشکلی مواجه میشویم و مسالهای را مطرح میکنیم، نمیتوان بهراحتی آن را حل کرد.
چه نظری درباره تحریمها و عدم حضور شرکتهای ایرانی درنمایشگاهها و همایشهای بینالمللی دارید؟
در صنعت معدن تلاش میشود تا از دل کوه و سنگ، ثروتی برای کشور و اشتغالزایی برای مردم ایجاد شود، ولی هزینههای مربوط به برق، آب و حقوق دولتی، فشار زیادی بر ما وارد میکند. اگر کارخانهای که ۱۰ هزار تن تولید میکند، بتواند به لبه تکنولوژی دست یابد، تولیدش به ۱۲ هزار تن خواهد رسید. در حال حاضر بسیاری از چینیها کنستانترههای ما را خریداری و از آن محصولات بهتری تولید میکنند، در حالی که ما دانش لازم برای انجام این کار را نداریم. تحریمها باعث شده که نتوانیم در نمایشگاهها و همایشهای بینالمللی شرکت و با همتایان خارجی خود تبادل اطلاعات کنیم. حتی اگر بخواهیم تکنولوژی مورد نیاز خود را خریداری و پول آن را بپردازیم، به ما میگویند که چون ایرانی هستیم، این امکان وجود ندارد؛ مگر اینکه از راههای غیرمستقیم اقدام کنیم. در این صورت، گارانتی و خدمات پس از فروش نیز بهدرستی ارائه نمیشود و در واقع ما به خودمان خیانت میکنیم.
آیا آنطور که باید عملیات اکتشاف در کشورمان به درستی انجاممیشود؟
عمق اکتشاف تنها یک پارامتر است و باید گستردگی اکتشاف را نیز در نظر گرفت. آیا در همه مناطق اکتشاف انجام میگیرد؟ آیا محیطزیست، منابع طبیعی و انرژی اتمی اجازه میدهند که در تمامی مناطق عملیات اکتشاف انجام شود؟ ابتدا باید ببینیم که چه مساحتی در اختیار است و اکتشاف که یک حوزه بسیار پرریسک است، توسط چه کسانی انجام میشود. آیا سازمان زمینشناسی به وظایف ذاتی خود عمل میکند؟ آیا این سازمان اعتبار لازم را دارد تا کارشناسان خود را حفظ کند و سپس پروژههای اکتشافی را اجرا کند؟ در واقع در سراسر دنیا، اکتشاف تا یک عمق مشخص، وظیفه دولت است.
آیا میتوان انتظار بهبود شرایط کنونی را داشت؟
واقعیت این است که تا زمانی که ریل نگاه حاکمیت تغییر نکند و اقتصاد در مسیر توسعه قرار نگیرد، وضعیت بهبود نخواهد یافت. این مسیر نیازمند تغییر نگاه و باز شدن درها به روی جهان است و با دیوار کشیدن دور کشور، هیچ اتفاق مثبتی رخ نمیدهد. باید مراودات بینالمللی اتفاق بیافتد، درها باز شود، سرمایهگذاری خارجی وارد و دانش جدید به کشور سرازیر شود؛ این اقدامات کمک میکند تا به لبه تکنولوژی برسیم. با وقوع این تغییرات و بهبود شرایط اقتصادی، مهاجرت معکوس اتفاق میافتد؛ مردم به کشور خودشان بازمیگردند و به وطنشان خدمت میکنند و نه به کشورهای دیگر. این جریان به تولید و برکت در کشور کمک میکند.
آیا کارخانههای فعال در کشور، توجهی به دانش فرآوری دارند؟
حسین صولت، معاون فنی و اجرایی شرکت کانی فرآوران زمان: به نظر بنده، یکی از مسائل مهم که باید به آن توجه شود، دانش فرآوری است. گروههایی که بهصورت منسجم روی فرآوری کار میکنند و مشکلات فرآوری و کارخانجات را مورد بررسی قرار میدهند، در ایران کمتر دیده میشوند. ادعاهای بسیاری در خصوص افزایش راندمان تولید وجود دارد، اما زمانی که وارد عمل میشوند، تغییری به وجود نمیآید. دانش فرآوری در کشور ضعیف است و ما با دانشگاهها هم کار میکنیم، ولی آنچه در دانشگاهها آموزش داده میشود، اغلب در عمل نتایج متفاوتی به همراه دارد. نیروی انسانی متخصص بسیار مهم است و در حال حاضر شرایط بحرانی برای نیروی انسانی متخصص وجود دارد که این موضوع مستقیما بر دانش فرآوری تاثیر میگذارد. با محدودیتهایی که در مبحث دانش فرآوری در ایران وجود دارد، تعداد فلزاتی که میتوانیم استخراج کنیم، بسیار محدود است. به غیر از آهن، مس، طلا، سرب، روی و آلومینیوم نمیتوانیم بهطور گسترده فلزات دیگری را استخراج کنیم. حتی در مورد عناصر نادر خاکی و لیتیوم، به دلیل نبود تجربه و زیرساختهای لازم، فعالیت محدود است و انگیزه لازم جهت بهکارگیری دانش در این حوزه بسیار کم است. فرآوری این عناصر نیز اصولا پیچیده نیست، اما به دلیل مشکلات متعدد مانند مشکلاتی که در صنعت فرآوری مس که ۶۰ سال است در ایران به آن پرداخته میشود، اگر بخواهیم به مسایل جدید ورود کنیم، با چالشهای بسیاری مواجه خواهیم شد.
آیا سرمایهگذاری خارجی در بخش صنعت و حوزه معدن کشورمانبهگونه مطلوبی انجام میشود؟
ابوالفضل صالحآبادی، دبیر انجمن مس ایران: موضوعی که تحریمها بر آن تاثیر گذاشتهاند، عدم سرمایهگذاری خارجی در صنعت و معدن ایران است. سالهاست که در این حوزه سرمایهگذاری جدی صورت نگرفته و پروژههای صنعتی و معدنی ما عملا بدون سرمایهگذار خارجی شاخصی ماندهاند. برای جذب سرمایهگذاری خارجی، ابتدا باید زیرساختهای لازم را فراهم کنیم. تا زمانی که ایران FATF را امضا نکند و وارد فضای تراکنشهای بینالمللی نشود، حتی اگر بهترین شرایط را برای سرمایهگذاران به لحاظ سایر جذابیتهای سرمایهگذاری و فنی فراهم کنیم، آنها نمیتوانند پول و سرمایه خود را به کشور وارد کنند. در بحث جذب سرمایهگذاری، استانداردها نیز بسیار مهم هستند. برای مثال، زمانی که میگویید، یک معدن مس با ذخیره ۱۰۰ میلیون تن و مشخصات خاص دارید، سرمایهگذار خارجی از این اطلاعات یک تصویر ذهنی میسازد و سپس تصمیم میگیرد که آیا سرمایهگذاری کند یا خیر. همه اینها مشروط به این است که زیرساختهای لازم برای مبادلات مالی و ارائه اطلاعات دقیق و استاندارد به سرمایهگذاران فراهم شده باشد. این امر آنجا خود را نشان میدهد که وقتی یک سرمایهگذار خارجی را به ایران میآورید و او عملیات اجرایی تولید خود را آغاز میکند، حتی اگر همه آنچه شما ارائه کرده اید را بپذیرد و کار خود را شروع کند، ممکن است، در نهایت به آن چیزی که شما برای او ترسیم کردهاید، دست نیابد و نتیجه متفاوتی رقم بخورد. عدم استانداردسازی بر جذابیت سرمایهگذاری خارجی تاثیر میگذارد و تبعات بعدی آن بسیار سنگینتر خواهد بود.
برای رفع چنین چالشهایی چه تدابیری باید اتخاذ شود؟
دو مساله اساسی باید حل شود؛ اول اینکه، باید استانداردها و ادبیات فنی مشترک با سرمایهگذاران جهانی را بلد باشید و دوم اینکه، باید ساختار مالی و اقتصادی کشور بهگونهای باشد که سرمایهگذاران خارجی بتوانند بهراحتی پول خود را وارد و خارج کنند. در پروژههای فعال حال حاضر کشور به صورت قانونمند تنها یکبار چنین اتفاقی رخ داده است.
با توجه به اینکه اشاره میکنید در دنیا عمق اکتشافات بیشتر شدهو کیفیت محصولات بهطور عمودی کاهش یافته است، یکی ازبرنامهها این بود که تغییری در این روند ایجاد شود تا قیمت نهاییمحصولات کاهش یابد. در این رابطه توضیح دهید.
سرانه مصرف در دنیا نسبت به چندین معیار سنجیده میشود. یکی از شاخصهایی که در دنیا بهعنوان نشان توسعهیافتگی بخش معدن شناخته میشود، میزان تولید سالانه و مصرف مواد معدنی در کشور است. معمولا پارامترهای آخر زنجیره با واحد تناژی که سالانه در آن کشور در آن ماده معدنی اکتشاف انجام میشود، سنجیده میشوند. یک شاخص اقتصادی دیگر وجود دارد که بحث سرانه مصرف به ازای تناژ اکتشافاتی که انجام شده را بررسی میکند. نرخ اکتشاف ما در دنیا بسیار پایین است و فاصله زیادی با استانداردهای جهانی داریم. هر سال اکتشافاتی انجام داده، آمارهای جدیدی ارائه میدهیم و رقابت اکتشافی نیز به انجام میرسانیم، اما اثرات آن در مصرف و تولید بهخوبی دیده نمیشود. چندی پیش، ایران هفتمین کشور از نظر ذخایر مس در دنیا بود و هماکنون پنجمین کشور دارنده ذخایر مس دنیا است. نکته مهم آن است که ما باید در ساختار استاندارد جهانی این ذخایر را کشف و به ثبت برسانیم تا محل رجوع سرمایهگذاران خارجی شده و موجبات جذب سرمایه را فراهم آورد. اینها نکاتی است که باید قبل از هر موضوعی، درباره آنها صحبت و بحث شود و به درستی مورد رسیدگی قرار بگیرد، چراکه تاییدیههای بینالمللی، محل رجوع سرمایهگذاران خارجی هر کشور برای جذب در فرصتهای سرمایهگذاری آنها است. باید توجه داشت که بهرغم تلاش های صورت گرفته، مصرف و تولیدمان رشد قابلتوجهی نسبت به گذشته نداشته است. به صورت غیر رسمی، در گذشته سالانه حدود ۳۵۰ هزار تن کاتد در مجموعه بخش دولتی و خصوصی تولید میشده و اکنون نیز تقریبا همان میزان تولید میشود و شاید تنها ۵ هزار یا ۱۰ هزار تن افزایش یا کاهش در سال داشته باشد؛ بنابراین اگر در مورد عمق اکتشافات صحبت میکنیم، باید توجه کنیم که عمق اکتشافات بهتنهایی نمیتواند معیار خوبی برای ارزیابی باشد و شاخص نرمالشونده آن با میزان تولید و مصرف کشور عدد بسیار کوچکی است.
گزارشی از عمق اکتشافات در کشور ارائه دهید.
در مورد عمق اکتشافات در کشور، باید بگویم که سطحیترین اکتشافی که انجام میدهیم، در حد صفر است؛ یعنی در سطح زمین انجام میشود. عمیقترین حفاری که در ایران، حداقل در حوزه مس انجام شده، در معدن میدوک بوده که حدود ۱۶۰۰ متر عمق داشته است. این نشاندهنده حداکثر و حداقل عمق اکتشافات در کشور است، اما میانگین عمق اکتشافات در صنعت مس کشور، بهطور کلی حدود ۸۰ تا ۱۰۰ متر است. البته باید اشاره کنم که شرکت ملی مس در سالهای اخیر در حفاریهای عمیق فعال بوده و این میانگین را اندکی افزایش داده است، چراکه در گذشته عمق اکتشافات ما زیر ۳۰ تا ۴۰ متر بوده است. اگر متوسط عمق اکتشافات مس در دنیا را ۴۰۰ متر در نظر بگیریم، ما تنها ۲۰ درصد از این عمق را اکتشاف کردهایم.
یک موضوع بسیار مهم دیگر که در کشور ما مغفول مانده و بایدبهتدریج به سمت آن برویم، کشف ذخایر پنهان است. در اینخصوص چه نظری دارید؟
این ذخایر شواهد سطحی زمینشناسی ندارند و باید برای کشف آنها تلاش کنیم تا با استفاده از دانش روز و تکنولوژیهای نوین، این ذخایر ارزشمند به سرمایههای اثباتشده کشور افزوده شوند. در کمربند مسزایی ایران، باید به سمت کشف ذخایر پیچیدهتر و کمتر شناختهشده برویم.
سرمایهگذاری در بخش معدن در کشورمان چه تفاوتهایی باسرمایهگذاری در خارج از کشور دارد؟
اگر شما در یک کشور دیگر قصد سرمایهگذاری در حوزه معدن را داشته باشید، بهسرعت پروپوزالهای آمادهای در اختیارتان قرار میدهند و مشخصات و شرایط لازم را به شما ارائه میکنند. این شرایط پایدار هستند و هر روز تغییر نمیکنند، اما در ایران، شرایط اکتشاف کمی متفاوت است. به عنوان مثال، در مجموعه ما حدود ۶۰ هزار متر حفاری مغزهگیری انجام شده که در یک معدن بیسابقه است. این مقدار حفاری در بخش خصوصی در یک معدن مشابه به ندرت اتفاق میافتد و ما سعی کردهایم که بهطور دقیق عمل کنیم. با این حال، اگرچه اکتشافات ما باعث افزایش ۲ یا ۳ میلیارد تن ذخایر معدنی کشور شده است، اما این اکتشافات وقتی به بهرهبرداری نرسند و سرمایهگذاران بهخاطر مشکلات موجود رغبتی به سرمایهگذاری نداشته باشند، فایدهای ندارد. زمانی که زیرساختهای آب و نیروی انسانی مناسب فراهم نباشد و این ذخایر وارد مدار تولید و اقتصاد نشوند، چه کمکی به کشور میکنند؟ ممکن است که ایران در رتبهبندی ذخایر معدنی از رتبه ۷ به رتبه ۵ یا حتی رتبه یک جهان برسد، اما نتیجه آن چیست؟ همه این مسایل و چرخههای اقتصادی به هم پیوستهاند و نمیتوان یک بخش را به تنهایی درست کرد و انتظار داشت که مابقی بخشها بدون تغییر باقی بمانند؛ بنابراین همه این اجزا باید بهطور همزمان کار کنند تا این چرخه بهخوبی بچرخد.
آیا میتوانید درباره فرصتهایی که میتواند برای سرمایهگذارانبخش خصوصی در این صنعت ایجاد انگیزه کند، بیشتر توضیح دهید؟
در ایران حدود ۶۴ نوع ماده معدنی داریم که قابلیت بهرهبرداری دارند، ولی در بخش فلزات و مواد معدنی فلزی باید در نظر داشت که اگر کسی مایل به سرمایهگذاری در این حوزه باشد، اولویت اول با اختلاف بسیار زیاد، با توجه به ساختار متالوژنی و موقعیت جغرافیایی ایران، مس است. اگر سرمایهگذاری در حوزه فلزات مدنظر باشد، اولین گزینهای که بالاترین امنیت را برای سرمایهگذاری فراهم میکند، مس است و این موضوع کاملا واضح، علمی و اثباتشده است. دلیل عمده این است که نسبت به سایر فلزات، مس دارای مزیت نسبی بیشتری از نظر فراوانی منابع است. دومین دلیل این است که دولت اگر در آینده بخواهد که در بخش معدن سرمایهگذاری و برنامهریزی کند، باید بهطور ناگزیر به سمت تقویت حوزه مس حرکت کند؛ بنابراین آینده بحث فلزات در کشور به رشد مس وابسته است و پس از آن، فولاد و سایر صنایع فلزی قرار میگیرند؛ لذا اگر کسی در حوزه مس سرمایهگذاری کند، بهطور خودکار حمایتهای دولتی بیشتری را نسبت به سایر فلزات خواهد داشت. موضوع سومی که باعث جذابیت سرمایهگذاری در حوزه مس میشود، رشد پیشبینیشده بازار این فلز است. از سال ۲۰۰۶ قیمت مس حدود ۴ هزار دلار بود و در سال ۲۰۲۳ قیمت آن به ۱۰ هزار دلار رسید. شرکتهای جهانی و نهادهایی مثل بانک جهانی، قیمت مس را برای سال ۲۰۳۰ بعضا تا ۱۸ هزار دلار و بهطور واقعبینانهتر تا ۱۵ هزار دلار پیشبینی کردهاند. حتی در بدبینانهترین حالت، قیمت ۱۳ هزار دلار برای مس پیشبینی شده است. این رشد قیمت، یک دستاورد بزرگ برای حوزه مس محسوب میشود و شرکتهایی که قصد ورود به این بازار را دارند، میتوانند از این رشد بهرهمند شوند. در مقابل، برای فلزاتی مثل سرب، روی و حتی آلومینیوم بهعنوان رقیب اصلی مس، چنین پیشبینیهایی وجود ندارد. البته برای فلزات استراتژیک و بسیار حساس مانند لیتیوم، یک تفاوت بزرگ با مس وجود دارد، اما در فلزاتی که بهعنوان کالاهای عمومی (کامیونیتی) محسوب میشوند، مس یک جایگاه ویژه دارد. نکته چهارم این است که از سال ۲۰۲۳ مس وارد دستهبندی فلزات استراتژیک شده است. در فدرال رزرو آمریکا، مس به جمع فلزات حساس و بحرانی جهان اضافه شد. دلیل این امر نیز این است که آینده دنیا بیشتر به مساله انتقال انرژی وابسته است تا تولید انرژی. مواد اولیه برای تولید انرژی کاملا مشخص هستند، اما اهمیت مس در بحث انتقال انرژی، خودروهای الکتریکی و سایر موارد مرتبط با برق بسیار برجسته است. تا زمانی که قیمت مس به ۱۹ هزار دلار نرسد، مس همچنان بهصرفهترین فلز برای جابهجایی انرژی باقی میماند، ولی اگر قیمت آن به ۱۹ هزار دلار برسد، بهدلیل شرایط حال حاضر، آلومینیوم بهصرفهتر میشود و آنگاه مس دیگر توجیه اقتصادی نخواهد داشت./ماهنامه «دنیای سرمایهگذاری»
